عاشقی به نام فاحشه
نوشتاری از وحود-افکار-ذهنیات و فشارهای اجتماعی وارد بر ما ***بالای 18 سال
در تاریکی من فاصــــله تان را با آدم هـــا رعــــايت كنــــيد آدم ها يــهو مي زنن روي ترمــــز عـــشـــق به زخم که برسد از بچگی بهمون میگفتن از کسی نترس فقط از خدا بترس نوشته هایم دلم را بر دوشم می گذارم در حمام سیگار بی جان ترین عصیانگریست که مرا به عصیان وامیدارد ، او به نابودی تن نشسته است ، من به نابودیِ " من " ، و هر دو به " نابودیِ " هم . در اینجا ، زن بودن ، به خودی خود جرم است............
همه رنگ های شما آدم ها یکسان است...
تا می توانید برایم رنگ عوض کنید .![]()
![]()
![]()
و اون وقت شمــــا مقصـــــری .![]()
![]()
![]()
ســـــــــــــــــــکوت می شود
زخم که عمیق شود
بیداریِ دل ، درد دارد
... من در این بغض های هر لحظه ام
در این دلتنگی های مدام
در این آشفتگی های دقایقم
دارم سکوت می شوم
با من از عشق چیزی بگو
پیش تر از آنکه زخم هایم عمیق شود .![]()
![]()
![]()
در حالی که باید می گفتن از همه بترس به جز خدا !![]()
![]()
![]()
گریبان گیرت می شوند روزی ........
آنقدر که بینشان " آه " کشیدم .![]()
![]()
![]()
می روم...
باید کمی صبر کنی
تا قیمتی شوم
زیر خاکی شدن وقت می خواهد
...تو هم...
... زمزمه های نامهربانی ات را
آرام تر بگو
یک وقت دیدی
صدایت را
باد
نه...
خاک
به گوشم رساند...
و دلم ترک خورد
دل است دیگر
روی خاک...
زیر خاک نمی شناسد .
می شکند .![]()
![]()
![]()
دوش هم به گریه افتاد
از غسل های صبرم !![]()
![]()
![]()
آن روزها رفتند
آن روزهای خوب
آن روزهای سالم سرشار
... آن آسمان های پر از پولک
آن شاخساران پر از گیلاس
آن خانه های تکیه داده در حفاظ سبز پیچکها به یکدیگر
آن بام های باد بادکهای بازیگوش
آن کوچه های گیج از عطر اقاقی ها .![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
کفنی سیاه بر سرش پوشاندند و زندگی را در او کشتند !!
تار مویش، رویش ، لبخندش، صدایش و همه یِ وجودش ممنوع و جرم است ،
حتی عکسش بر اعلامیه مرگش هم جرم است !![]()
![]()
![]()
![]() |


آمار
وبلاگ:
